تبليغاتX
دنیای خیالی

.:!:.      طالع بيني نوين      .:!:.

 

اساس اين رو ش طالع‎ بيني، تفسير رواني افراد براساس اعداد تولد و اعداد حروف نام و نام فاميلي

 خواهد بود. در اين روش، شما ابتدا با جمع كردن اعداد كامل تاريخ تولد خود و تلخيص آن به عدد (1 تا 12) طالع مربوط به آن عدد را مي‎خوانيد، سپس با نوشتن نام و نام فاميل خود به صورت حروف جداگانه و نوشتن اعداد آن حروف براساس ابجاد صغير (كه در  بعد خواهد آمد) در زير آن، و جمع كردن آن اعداد مانند روش قبل، طالع مربوط به آن عدد را نيز مي‎خوانيد .توجه داشته باشيد كه تاريخ تولد شما دقيق و درست باشد. در ضمن از نام و نام فاميل شناسنامه خود استفاده كنيد، (نه به آن نام كه احياناً شما را مي‎خوانند) در اين صورت ارتباط خاصي بين دو طالع مربوط به شما وجود خواهد داشت .جهت روشن شدن مطلب به مثال توجه كنيد. اينجا كليك كنيد

حروف و اعداد ابجدي كه بايستي در اين عمل مورد استفاده قرار بگيرد، به شرح ذيل است :

ا

1

ب

2

ج

3

د

4

ه

5

و

6

ز

7

ح

8

ط

9

ي

1

ك

2

ل

3

م

4

ن

5

س

6

ع

7

ف

8

ص

9

ق

1

ر

2

ش

3

ت

4

ث

5

خ

6

ذ

7

ض

8

ظ

9

غ

1

 تذكر مهم: در حروف ابجد، چهار حرف فارسي (پ – چ – ژ – گ) وجود ندارد. لذا جهت اين حروف از اعداد حروف ابجدي 2 ب براي حرف پ و 3 ج براي چ و 7 ز براي حرف ژ و 2 ك براي حرف گ استفاده نماييد .

خصوصيات عدد يك خصوصيات عدد پنج خصوصيات عدد نه
خصوصيات عدد دو خصوصيات عدد شش   خصوصيات عدد ده
خصوصيات عدد سه خصوصيات عدد هفت خصوصيات عدد یازده
خصوصيات عدد چهار  خصوصيات عدد هشت خصوصيات عدد دوازده

+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1384ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط احمد | 

.:!:. طالع بيني ازدواج .:!:.

زن متولد فروردين

 مرد متولد فروردين

زن متولد ارديبهشت

مرد متولد ارديبهشت

زن متولد خرداد

مرد متولد خرداد

زن متولد تير

مرد متولد تير

زن متولد مرداد

مرد متولد مرداد

زن متولد شهريور

مرد متولد شهريور

زن متولد مهر

مرد متولد مهر

زن متولد آبان

مرد متولد آبان

زن متولد آذر

مرد متولد آذر

زن متولد دي

مرد متولد دي

زن متولد بهمن

مرد متولد بهمن

زن متولد اسفند

مرد متولد اسفند

+ نوشته شده در  شنبه 7 آبان1384ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط احمد | 

شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید

من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه

بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم

یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه

مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم

دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم

سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه

وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم

چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه

پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم

جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟

من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم

راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد

شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم

وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 2 آبان1384ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط احمد |